X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مدیریت فناوری اطلاعات
ارائه مقالات مدیریت و فناوری اطلاعات، پسوردهای دانشگاه ها ( sciencedirect, IEEE,Emerald, Proquest )، کنفرانس ها و عمره دانشجویی


زندگی خودشه
ارسال در تاریخ چهارشنبه 10 تیر‌ماه سال 1388 توسط حسین

سرباز امریکایی تازه از جنگ برگشته بود . خسته و زخمی خودش رو به تلفن عمومی رسوند و شماره خونشون رو گرفت. از اون ور خط صدای آشنای پدر روحش روآروم کرد. : سلام پدر ! منم جک ، : سلام عزیزم حالت خوبه؟ برگشتی؟ : آره ، دارم میام خونه ، دوستم هم همراهمه. اون زخمی شده ، یه پا و یه دست نداره و می خواد برای مدتی با ما زندگی کنه . : وای! ولی عزیزم ما زندگی خودمون رو داریم نمی تونیم از اون مراقبت کنیم .

مراقبت از یه همچین آدمی خیلی سخته ما نمی تونیم زندگیمون رو واسه اون خراب کنیم اون باید بره و راه زندگی خودش رو پیدا کنه...و پسر گوشی رو انداخت و رفت...
فردا صبح خبر پیدا شدن جسد پسر روکه خودش رو از بالای پل به پایین انداخته بود برای خونواده ش آوردن و پدر و مادر غمگین و درمانده راه افتادن تا جسد پسرشون رو تحویل بگیرن. و ناباورانه با جسدی روبرو شدن که فقط یه پا و یه دست داشت!!!!




طبقه بندی:

Share/Bookmark

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ